روزهای بی خاطره

در ميان اين همه صورتكهاي فريب ، به باور اينكه شانه هايت پناهگاهي مطمئن براي دردهايم است ،
چشمانم را بستم تا به شانه هاي مهربان تو تكيه زنم
و راه بپيمايم . اما تو!!!
بي توجه به كسي كه با ديدگاني بسته
و به پاس اعتماد به تو با همه شوق به سويت مي آيد
رفتي و من به جاي لمس شانه هاي تو
سنگيني سنگفرش خيابان را احساس كردم
هر کس از دوستان نمی تونه عکسها رو ببینه
روی عکس کلیک راست کنه بعد گزینه
show picture
رو انتخاب کنید بعد میتونید عکس رو ببینید

