عطری تابستانی و هوایی که کم دیده ای
این روزها دل خیلی بهانه تو را می گیرد
هوای دیدن تو را دارد
می دانم همه چیز بهانه ای است
برای شانه به شانه در حال وهوای با هم بودن
رفتن ونشستن وگریستن
چرا گریه رفتن ونشستن درست !
اما گریستن را نمی خواهم نه !
برای حرمت ناگهان تو
برای یک دل دریا حرف نگفته
و برای هر آنچه که گفتم وگفتم وشنیدی !
برای آنچه خواستم بودی ، خواستی و نبودم
و برای هر آنچه که نمی دانم!
در تمام این همه سالها که همه از یادش برده بودند
تو تنها کسی هستی که هستی !
در این دل دل دلواپسی عزیز من!
وقتی که تو هستی انگار همه نیستند.
شب از آن شبها که در عمرت کم دیده ای
دریا دریا ستاره !
من که مي دانم شبي ، عمرم به پايان مي رسد
نوبت خاموشيِ من ، سهل و آسان مي رسد
من که مي دانم که تا ، سرگرم بزم هستي ام
مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد
پس چرا ،پس چرا عاشق نباشم ،
پس چرا عاشق نباشم
سلام خدمت تمام دوستای گلم
ممنون از نظراتتون
این آدرسهای زیر مال دو تا داداشام هست
دوست داشتید سر بزنید
http://www.maeshogh.blogfa.com

