روزهای بی خاطره
من تو رو تا بی نهایت می پرستیدم ولی هرگز نفهمیدی
التماست کردم و در خود شکستم غرورم رو بازم نفهمیدی
عاشق نبودی تا که بفهمی دردمو احساسمو
هرگز هرگز نخواستی تا که ببینی ناله های قلبمو
دلمو شکستی برو برو دیگه نه نمیخوامت دلمو شکستی برو
فقط اینه جوابت برو برو دیگه نه نمیخوامت
به پای تو نشستم از عشقت مست مستم
دلمو شکستی اما هنوز عاشقت هستم
از یاد من نمیری
مردم از این اسیری
چه کار کنم که امروز از عشق من تو سیری

